نوشته های میرویس بلخی Mirwais Balkhi's Writings
این دریچه گویندهء باور های ویژه به خودم است
صفحات وبلاگ
نویسنده: میرویس بلخی - ۱٩ امرداد ۱۳٩٥

میرویس بلخی: کودتای ترکیه، حاصل تضاد تاریخی نظامیان با حکومتهای ملی است

مرکز مطالعات استراتیژیک وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان طی نشستی با سخنرانی دکتور میرویس بلخی، تحولات اخیر ترکیه را با هدف واکاوی عوامل و دلایل کودتا به بررسی گرفت.

به گزارش دیپلوماسی، این نشست با حضور جمعی از اساتید دانشگاه‌ها، کارمندان وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی افغانستان و دانشجویان روز چهارشنبه (13 اسد) در تالار دیپلوماسی وزارت امور خارجه، برگزار شد.

دکتور میرویس بلخی، کارشناس امور غرب آسیا، ضمن مرور تاریخی تحولات ترکیه سخنانش را با بیان فرضیه‌های موجود در خصوص عوامل ایجاد کودتا که در اذهان جمعی و در رسانه‌ها نیز مطرح شده، آغاز نمود.

دکتور بلخی، اولین فرضیه طرح شده را ساختگی بودن کودتا از جانب اردوغان دانسته و با دلایلی همچون، طرح اولیه این فرضیه از سوی گولن، تبارز عدم محبوبیت اردوغان، خونین بودن کودتا، فشار شدید بر حکومت و خلای اداری، حملات شدید به مرکز پولیس، مجلس ملی و امنیت ملی ترکیه، منظم بودن کودتا و احتمال پیروزی آن، این فرضیه را مردود دانست.

در این نشست برای بررسی مدیریت کودتا توسط ایالات متحده امریکا، عدم دقت در برنامه‌ریزی کودتا، نشانه نرفتن انگشت اتهام از جانب ترکیه به سوی امریکا، عدم تمایل امریکا بر افزایش مشغولیت‌های سیاسی‌اش علاوه بر سوریه، عراق، افغانستان، ایران و…، اشتراک منافع ترکیه و امریکا در تقابل با روسیه توسط دکتور بلخی مطرح و فرضیه دوم نیز غیرقابل پذیرش دانسته شد.

این کارشناس امور غرب آسیا در ادامه به بررسی جنبش گولن پرداخته و یادآوری نمود که با وجود نفوذ فتح الله گولن در میان مردم ترکیه، ارتباطات وی با داخل ترکیه اندک است و همچنین جنبش وی فاقد یک ساختار سیاسی است که توانایی لازم برای بسیج سیاسی را داشته باشد.

سخنران این نشست گولن و اردوغان را از شاگردان وفادار امام نورسی و نجم الدین اربکان شمرد و افزود، محافظه‌کاران مسیحی و نومحافظه‌کاران امریکا هر دوی آنها را دارای برنامه واحد می‌دانند که این موضوع و به خصوص فرهنگ سازی اسلامی از سوی گولن با استفاده از فضای لیبرالی به مزاق آنان خوش‌آیند نیست.

وی دلایل فوق را نیز دلیلی بر این دانست که فرضیه سوم و طراحی کودتا از سوی فتح الله گولن نیز مردود دانسته شود و این باور ایجاد گردد که ورود اتهام از سوی اردوغان به گولن بیشتر نوعی ذهنیت زدایی از نظامیان برای جلوگیری از وارد شدن همه نظامیان به کودتا بود.

دکتور بلخی پس از رد سه فرضیه موجود، با بیان اینکه جنگ بر سر هویت سیاسی میان نظامیان و غیرنظامیان ریشه در تاریخ معاصر ترکیه دارد، این فرضیه را که کودتای 15 و 16 جولای ترکیه حاصل تضاد تاریخی نظامیان با حکومتهای ملی است، قابل بررسی دانست.

Untitled

وی گفت، نظامیان هویت سیاسی ترکیه را براصول کمالیزم تعریف کرده‌اند که دموکراسی به گونه محدود، یک اصل عمده آن است ولی غیرنظامیان اصول کمالیزم را یک امر کهنه پنداشته و منطبق با واقعیتهای امروزی نمی‌دانند.

از دیدگاه دکتور بلخی مهمترین مسأله سیاسی در ترکیه حاکمیت نظامیان در برابر حاکمیت مردم است که از دهه 60، ترکیه را در هر دهه با یک کودتا مواجه ساخته است.

به نظر وی چهارمین کودتا با فاصله چند دهه نیز به دلایلی مشابه کودتاهای قبلی رخ داده است ولی عواملی که در نهایت منجر به عدم برنامه‌ریزی و انسجام میان کودتاچیان گردید، آن را محکوم به شکست گردانید.

ایشان در نهایت مهمترین عامل شکست کودتا را که امروزه ممکن است هر کودتایی را با شکست مواجه سازد چنین بیان کرد «بدترین دموکراسی از بهترین کودتا بهتر است».

در پایان نشست دکتور بلخی برنده کودتای اخیر ترکیه را اردوغان دانست که برگ برنده‌ای در سیاست داخلی، منطقه‌ای و جهانی به دست آورده است.

منبع نشر: http://www.afghandiplomacy.net/wp/?p=938