بررسی کتاب "از ویرانه های امپراتوری"

 

 

بررسی کتاب "از ویرانه های امپراتوری"

(دانشمندانی که آسیا را دوباره ساختند)

در حدود پنج سال است که در دانشگاه جواهر لعل نهرو به سر می برم. در اینجا جوانان بسیار ساده با اندیشه های بزرگ زندگی می کنند که در نشست و برخواست های روزانه آدم نمی تواند درک کند که این دانشجویان با ظاهر های آرام و رفت و آمد های تا و بالا گاه چنان نوشته های عجیب و غریب انتشار می دهند که هرکسی را به تعجب می اندازد.

پنکج میشرا یکی از این جوانان دانشجو است. شاید چند سال پیش از من از این دانشگاه درس هایش را تمام کرد و رفت. اما گهکدای سری به این محیط اکادمیک می زند و از خاطرات گذشته شاید لذت می برد. من فقط یکبار فرصت آن را پیدا کردم که این نویسنده هندی را از نزدیک ملاقات بکنم. در باره افغانستان بسیار می دانست و از زاویه های سوال می کرد که من که یک شهروند افغانستان هستم، کمتر اطلاعات داشتم.

سرانجام پس از چند سال خبری را در روزنامه "ایندین اکسپرس" خواندم که یکی از کتاب  نویسندگان هند جایزه نیویارک تایمز را بدست آورده است و مورد انتقاد شدید نویسندگان شرق شناس غربی قرار گرفته است. این سطر نوشته برای من پر اهمیت جلوه کرد و خوب که متوجه شدم دیدم نام نویسنده این کتاب همان پنکج میشرا است که من دیده بودم. اگرچه که میشرا مقاله نویس و داستان نویس است و در بخش ادبیات انگلیسی درس خوانده است، اما این کتاب در ماهیت سیاست و غرب ستیزی نوشته شده بود.

" از ویرانه های امپراتوری" نوع نگاه روشن بینانه به استعمار گرایی غربی است که میشرا خواسته است به آن پاسخ بدهد. او این کتاب را با خاطره های از غارت اروپایی ها در سر زمین آسیایی و افریقایی آغاز می کند که چگونه شرق غنامند زیر یوغ استعمار غربی همه دارای های مادی و معنوی خود را از دست داد. میشرا خاطره جنگ دوم تریاک را از قول یک سرباز اروپایی بیان می کند که در سال 1860 چه سان کاخ قدیم تابستانی را به غارت بردند و سپس به آتش کشیدند.

میشرا در کتاب مشهور خود به این بحث بیشتر تاکید ورزیده است که در زمان حاکمیت استعمار، روشنفکران آسیایی همانند همتایان غربی به مسئله ظرفیت های شرقی پرداخته به این سوال عمده که چه چیز از غرب برای شرقیان مفید است، پاسخ داده اند. او به تجربه های امپراتوری عثمانی در ترکیه و امپراتوری میجی در ژاپان پرداخته و شرح می دهد که چسان حاکمان این قدرت ها از نفوذ منفی غربی جلوگیری می کردند. هنر چینی، شورش های ایرانی و دانش های مدرن هندی نمونه پاسخ های شدید شرقیان در برابر غربی ها و غرب گرایی بود که جهت پایداری داشت.

در لابلای نوشته های میشرا نظریات غرب ستیزانه دیده می شود که در برابر افتخار گرایی نویسندگان غربی مطرح شده است. افتخارات اروپایی که استعمار برای مشرق سعادت بار اورده را چنان به باد انتقاد می گیرد که اساس آن را مورد شک قرار می دهد و می خواهد به اثبات برساند که این ادعا ها کاملا بی پایه اند.

در مرحله تطبیقی کتاب که باید ادعا ها از حالت انتزاعی به حالت صوری وارد شود، میشرا به سه متفکر و اصلاح گر بزرگ شرقی استناد می کند که خرد سنتی شرقی در اندیشه های آنان دیده می شود. سید جمال الدین افغانی، لیانگ کیچاو چینی و رابیندرا نات تاگور هندی- سه خرد ورزی است که به سراغ احیای سنت شرقی می روند و می خواهند با پشتیبانه داشته های شرقی ریشه های فرهنگ نا همگون غربی را قطع کنند.

نقش جمال الدین افغانی در نوشته میشرا برجسته تر از دو همتای دیگر شرقی اش است. میشرا می نویسد که افغانی در یک موازنه سیاست جهانی فکر می کرد و به دنبال خلا بود تا در برابر یک قطب زور، قطب دیگر را تحریک کند و بدین وسیله با ایجاد فراهم نمودن زمینه تصادم دو قدرت بزرگ جهانی، فرصت تنفس برای کشور های مستعمره فراهم آورد. او در "سیاست بازی بزرگ" می خواهد تا در "منطقه حائل" که افغانستان باشد، روسیه و انگلیس را به جان هم بیاندازد. افغانی به باور میشرا به هشدار های قرآنی به شدت باور داشت و معتقد بود که تا خود مردم سرنوشت خودشان را تغیر ندهد، خدا تغیری در سرنوشت آنان نمی آورد. مبتنی بر این ایده او نخستین پیرو سیاست پان اسلامی در جهان شمرده شده است.

جمال الدین افغانی اسلام را یک دین کاملا عقلانی می دید که در احکام آن عقلانیت متبلور است و در برابر تغیر و نوآوری راه باز دارد. اما این دین بواسطه عناصر مرتجع و پس رو به فساد و تنگ نظری کشیده شده است. او می خواست این صدا ها را در گوش حکام مسلمان از کابل تا استانبول برساند که در هر گوشه جهان اسلامی در برابر غرب ایستادگی نمایند و جهان اسلامی را از فلاکت استعمار برهانند.

لیانگ کیچاو- اصلاح گر چینی، متفکر دیگری است که در کتاب "از ویرانه های امپراتوری" به اندیشه های وی پرداخته شده است. کیچاو بیشتر به دنبال آن بود تا یک رهیافت بدیل در تضاد حکومت شاهی کینک و انتقال ویرانگر کمونیست های چینی بوجود اید. کیجاو در سال 1898 به دنبال یک اصلاح کلی سیاسی در چین شد. او در برنامه های اصلاحی، حاکمیت سنتی چین را مردود شمرده، مردم را در گفتمان های زنجیره ای، در محور روند تحولات سیاسی چین قرار داد. او باور داشت که یک دولت خوب برای پیشرفت نیاز به مشوره شهروندان دانشمند دارد. اگرچه که میشرا به دیدگاه های کانک- متفکر چینی دیگر نیز اشاراتی دارد که بیشتر ائده آلیست کنفوسیوسی است.

سومین مرد دانشمند در اندیشه میشرا، تاگور در هند است. کیجاو تاگور را به چین دعوت کرده بود تا در مورد فلسفه اش سخن بگوید. تاگور برعکس دو متفکر همتای افغانی و چینی اش، به اصلاح جامعه از طریق برتری طلبی روحانی می پرداخت. اگزچه که این اندیشه وی برگرفته از سنت دیرین آیین هندو است اما تاگور طور عملی در شانتی نیکیتن مورد اجرا قرار داده بود و در اشعار و نوشته هایش بدان می پرداخت. او حتی  مقاومت ارام گاندی را در راستای آرمان خود مطالعه کرد و به او لقب "مهانما" یا روح بزرگ داد. تاگور پیشرفت ماشینی را مورد تائید قرار نداده و اروپایی های مدرن را "حیوانات وحشی" لقب داد.

این کتاب برای کسانی که در حوزه سیاست بین الملل، اسلام سیاسی، روند غرب ستیزی، ملیت گرایی و شرق شناسی مطالعه می کند، بسیار مفید است و در واقع زاویه هندی غرب ستیزی و یا موارد بالا را مورد مطالعه قرار خواهد داد.

 ====================

میرویس بلخی

/ 1 نظر / 73 بازدید
فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 1125346853