تحلیلی از گزارش واگذاری کنترول و مدیریت بندر گوادر پاکستان به چین

تحلیلی از گزارش واگذاری کنترول و مدیریت بندر گوادر پاکستان به چین

فرصت ها و چالش های احتمالی آن بر افغانستان

 

 

مقدمه:

بیجا نیست که گفته اند، تمدن ها همیشه در کنار آب ها توسعه یافته است. اگر این ادعا تکرار  شود که توسعه اقتصادی دولت- ملت ها  در روزگار حاضر نیز یکی از مهمترین عوامل محسوب می شود، سخن گزاف نخواهد بود. عدم تجانس موقعیت های جغرافیایی کشور های منطقه ما، دولت ها را در شرائط ناهمگون اقتصادی و اجتماعی قرار داده است: از یک سو، پاکستان با داشتن مرز های آبی در  بحر هند و بحیره عمان در دهانه خلیج فارس در موقعیت بسیار خوب اقتصادی قرار گرفته و از این فرصت در بهبودی و پیشرفت خود سود می برد  و از سوی دیگر، افغانستان کشوری محاط به خشکه در جستجوی همکاری همسایه جنوبی اش بوده تا از این طریق، مشکلات اقتصادی کشور را کاهش بدهد.

نبود همگرایی میان ملت های منطقه و بدگمانی های ناشی از عدم ارتباط مستقیم منجر به بی ثباتی اقتصادی در کل منطقه جنوب و مرکز آسیا شده است این موضوع بهره برداری از فرصت های طلایی را برای کشور ها بطور مستقل تضعیف نموده و بجای آن دولت های این منطقه دست به دامان کشور های بزرگ اقتصادی پیرامونی می زنند که باعث سوء ظن رقبای جهانی شده و پرسش های زیاد ایجاد می کند. این گونه اقدامات گاهی برای توسعه اقتصادی- اجتماعی و گاهی برای تقویت قدرت نظامی به منظور ایجاد ترس به مخالفان منطقه ای صورت گرفته است.

 دولت پاکستان، کنترول و مدیریت "بندر گوادر" در ایالت بلوچستان را به تاریخ 30 دلو سال جاری به یک شرکت دولتی چینی به نام (Chinese Overseas Port Holdings Ltd.) واگذار گردید. موقعیت استراتژیکی این بندر و حضور یک شرکت چینی، توجه قدرت های منطقه ای به خصوص از لحاظ امنیتی دولت هند و از لحاظ اقتصادی ایران و امارات متحده عربی را جلب کرده است. اگرچه که لئو لیان، سفیر چین در اسلام آباد این اقدام را یک همکاری اقتصادی خوانده و تصور  دیگران مبتنی بر استفاده نظامی چین از این بندر علیه دیگران را نادرست خوانده است اما، این خبر برای بسیاری از کشور های جهان موضوع داغ و مهم به حساب می رود. حضور جمهوری مردمی چین در بندر گوادر پاکستان، فرصت ها و چالش های را برای توسعه و امنیت دایمی افغانستان نیز بوجود  می آورد که در نوشته حاضر  به نتایج احتمالی آنها پرداخته شده است.

             

          

اهمیت بندر گوادر:

بندر گوادر با داشتن  250 هزار نفوس و  12637 کیلومتر مربع مساحت، در موقعیت فوق العاده استراتژیک و کلیدی قرار داشته و به عنوان یکی از دروازه های تنگه هرمز در دهنه خلیج فارس، آسیای جنوبی و خاور میانه را به هم پیوند می دهد. اهمیت استراتژیک بندر گوادر از لحاظ اقتصادی و محیط زیست قابل توجه می باشد. به بیان پرویز مشرف رئیس جمهور سابق پاکستان، "منطقه ی که ما در آن زندگی می کنیم، مانند یک قیف است که در رأس آن سرزمین های مشترک آسیای مرکزی و مناطق غربی جمهوری مردمی چین قرار دارد که رفته رفته بواسطه افغانستان و پاکستان تنگ تر شده در انتها به بندر گوادر ختم می شود." این تعبیر استعاری از جغرافیای منطقه، نشان گر این موضوع است که در یک تحلیل آینده نگر، بندر گوادر در کویته پاکستان، یگانه مجرای فعالیت های اقتصادی منطقه خواهد بود. به خصوص که ایران و امارات متحده عربی، این بندر را رقیب بنادر  مرتبط به خودشان در خلیج فارس می دانند.

.این بندر در سال 1958 بواسطه دولت پاکستان از دولت عمان خریداری شد. پیش از آن، این بندر دو قرن زیر نفوذ و حاکمیت دولت عمان بود. تا سال 2002 میلادی، دولت پاکستان توجه کمتری در توسعه این بندر داشت تا اینکه به کمک پروژه های دو مرحله ای (2002-2006) و (2006-2012) دولت چین، دست به توسعه بندری و شهری زد.  از لحاظ موقعیتی، بندر گوادر در دهانه ورودی خلیج فارس در حدود 390 میل دور تر از تنگه هرمز در قسمت شرقی این تنگه و 234 میل دور از بندر کراچی و سرانجام به فاصله 80 کیلومتر  از مرز ایران، موقعیت دارد.

 

 بطور فشرده پتانسیل های بندر گوادر:

  • موقعیت اساسی در  تجهیزات و حمل و نقل اجناس در منطقه می باشد.
  • محافظت طبیعی در برابر آلودگی هوا  در منطقه به شمار می رود.
  • راه مناسب برای توسعه باالقوه منطقه هارتلند بوده است.
  • خدمات بندری خوبی در دهانه خلیج فارس را می تواند ارایه کند.
  • می تواند بدیلی خوبی به بنادر ایران و امارات متحده عربی باشد.

 

منافع چین از بندر گوادر

-        از لحاظ سیاسی-نظامی، حضور یک شرکت دولتی چینی در بندر گوادر نه تنها برای نظارت تسلط هند و ایالات متحده در بحر هند که همچنان تلاشی برای رسیدن به هدف یک قدرت دریایی برای پکن است. رهبران چینی بار ها اعلان کرده اند که از این بعد، بحر هند را به این نام نمی شناسند.

 -          استفاده از این بندر به عنوان فرصت موجود نه تنها می تواند چین را در بهبودی گسترش فعالیت تجارتی به آسیای مرکزی، شرق میانه و آفریقا کمک می کند (فاصله دریایی را به 2500 کیلومتر کاهش می دهد) بلکه موقعیت تاکتیکی این کشور را در منطقه انرژی زای بحیره کسپیین تقویت می کند.  ورآ

  -        بندر گوادر برای اقتصاد چین به ویژه برای توسعه اقتصادی جنوب- غربی ایالت سینکیانگ بسیار اهمیت دارد. این بندر گزینه ای خوبی است برای استفاده از کوتاه ترین راه برای رسیدن به خلیج فارس و خلیج عدن که در مقابل، برای صدور اجناس چینی به شرق میانه نیز کمک می کند.

 -        همچنین حضور چین در این بندر می تواند به عنوان یک فرصت سیاسی و امنیتی برای مبارزه با اویغورها، به حساب برود زیرا با ایجاد توسعه اقتصادی مناطق ترک نشین، روابط همسایه های مسلمانان آسیای مرکزی با چین گسترش نموده و حمایت آنان از مردم سینکیانگ کاهش می یابد.

  -        چین می تواند با حضور فعال در بندر گوادر، کشتی های حامل تیل را که از ایران به چین صادر می شود، بهتر نظارت نموده و امنیت آنان را تأمین نماید.

 -        بندر گوادر برای ثبات اقتصاد واردات و صادرات چین، بدیلی تنگه مالاکا است که در صورت بسته شدن آن، این مسیر بتواند نیاز چین را مرفوع سازد.

 

  فرصت ها و چالش های احتمالی برای افغانستان

افغانستان با داشتن منابع طبیعی سرشار در منطقه در حال حاضر توان استخراج معادن خود را نداشته است که این موضوع یکی از مشکلات اساسی ما محسوب می شود. این مشکل با محاط بودن این کشور با خشکه افزایش یافته و  برای مرفوع ساختن نیاز های اقتصادی، مجبور است تا از بندر گوادر و سایر راه های ترانزیتی همسایگان استفاده نماید. حضور کمپنی چینی در بندر گوادر فرصت ها و چالش های ذیل را برای افغانستان فراهم نموده است:

فرصت ها:

-        بندر گوادر به دلیل نزدیکی با افغانستان می تواند همه خدمات تجارتی را برای تجاران افغان فراهم نماید. حضور بلوچ های ضد پاکستانی، امنیت راه این بندر را ناامن نموده است که حضور چینی ها به احتمال قوی باعث ثبات خواهد شد.

 -        بندر گوادر نزدیک ترین راه تجارتی افغانستان به بحر هند است که حمل و نقل مواد از این راه منجر به کاهش قیمت ها در افغانستان می شود. بناً حضور چینی ها در آنجا و رایزنی آنان میان افغانستان و پاکستان، باعث می شود که این بندر بروی تجاران افغانی بسته نشود.

 -        افزایش همکاری های هرچه بیشتر تجارتی از طریق پاکستان، ایالات متحده را نیز راضی می کند زیرا این کشور مخالف فعالیت های تجارتی از طریق ایران است. دولت چین نیز علاقمند است تا داد و ستد های اقتصادی افغانستان نیز از بندری صورت گیرد که زیر نظارت آنان قرار دارد.

 -        در صورتی که بندر گوادر تبدیل به یک بندر ملکی و تجارتی محض شود، این بندر می تواند به یکی از بزرگترین بنادر واردات و صادرات منطقه تبدیل شود که خود نوع نگرش جدید سیاست مداران پاکستانی را از توسعه استراتژیک نظامی امنیتی به اقتصادی، نشان می دهد. این نگرش در توسعه ثبات اقتصادی منطقه مفید است.

  -        حضور گسترده چین در منطقه، دولت چین را وادار به حفظ امنیت منطقه ای می کند. بناً در ایجاد ثبات در پس از 2014 تلاش از جانب چین صورت خواهد گرفت.

 

چالش ها:

-        از لحاظ استراتیژی  نظامی حضور چینی ها در بندر گوادر، ارتش ساحلی پاکستان را تقویت کرده در نتیجه منجر به افزایش توانایی های امنیتی آن کشور می شود. افزایش ظرفیت نیرو های امنیتی دولت مداران پاکستانی را به سیاست های توسعه طلبانه در منطقه جنوب و مرکز آسیا می کند. این نگرش باعث افزایش نارامی های هرچه بیشتر در افغانستان می شود.

 -        اهمیت بندر گوادر برای پکن و حضور فزیکی آنان در این منطقه، دوستی میان چین و پاکستان را بالفعل تر می سازد که این باز منتج به تقویت همکاری های اقتصادی بین دو کشور شده و سرمایه گذاران چینی توجه بیشتر به سرمایه گذاری در پاکستان نسبت به افغانستان خواهند نمود.

 

/ 1 نظر / 117 بازدید