معرفی زبان پهاری و تاثیر زبان فارسی بر آن

رمضان احمد پونچهی (کشمیری) دانشجوی زبان و ادبیات زبان فارسی در دانشگاه جواهر لعل نهرو است. او در حال حاضر در دوره فوق لسانس سال آخر مشغول درس بوده و در کنار آموزش، پژوهش های میدانی و اکادمیک در گستره تاریخ و ادبیات فارسی انجام می دهد.

 

 

 

معرفی زبان پهاری و تاثیر زبان  فارسی بر آن

...........................................................................

 

"رمضان احمد پونچهی"

 

به گفته گریرسن (Grierson) یکی از زبان شناسان بزرگ، زبان پهاری(Pahari)از آن هنگام اطلاق شده است که در منطقه های پهار که به معنی کوهستان می باشد مورد استفاده قرار می گرفت۰ وی ابتدا درباره زبان پهاری می نویسد که زبان پهاری یکیازشاخه های خانواده هندو آریایی(Indo-Aryan)  و از گروه دردی به شمار می رود[1]و آن خانواده در سه گروه کوچک دیگر تقسیم شده است، و هر یک زبانها و لهجه های زیادی داشته، از این رو می توان زبان پهاریرااز مجموعه این زبانها دانست۰ آنچه که خصوصآ در ایالت جامو و کشمیر و دیگر منطقه های غرب کشمیر به کار می رود۰ گریرسن تعلق زبان پهاری را به قبائل کهاشه(Kahasha)  پیوسته می داند، قبائل کهاشه در حقیقت از اُروپای شرقی و آسیای میانه آمده بودند، بعد از قرنها در خراسان اقامت کردند و سرانجام پس از آن، پیش از  قرن ۱۵  میلادی  یا چند سال پیش از آن از  شمال خراسان به هندو کش وسپس به دردستان(Dardistan) و کشمیر مهاجرت کردند۰از آن بین  قبیلّه ای بنام کهاشه بود که زبان آن نزدیک به سنسکرت و زبان ایرانی بود۰ قبیله ای کهاشه در کوههای هیمالیا از شرق تا غرب گسترش یافتند[2].

نذیر آحمد مسعودی محقق معروف زبان پهاری، در یکی از مجلاّت" شمس بری" در مقاله خود که بنام " وادی کی پهاری بستیان" باحواله به کار تحقیقی  موتی لعل ساقی (Moti Lal Saghi)می نویسد که رشته اساسی قبیلّه پهاری از کشان یا اخشان است[3]در آن هنگام در شرق کشمیر دین رسمی  بودیزم  بود، و دانشمندان بودایی درآن زمان در شاردا به این زبان تدریس می کردند. بعضی از محققان ، این مقام تدریسی را نوعی دانشگاه دانسته اند.این زبان در جامو وکشمیر،آزاد کشمیر،کوتلی،میرپور،لاهور، چهج هزارا، نیپال و دیگر مناطق پهار ازآن زمان تا امروز به کار میرود. وقتی که  ادبیات پنجابی در دانشگاه برای تحصیل استفاده شد در آن هنگام علاقه مندان زبان پهاری به زبان پنجابی مطالعه  می کردند،آنها متوجه شدند که زبان پهاری بر زبان پنجابی غالب است وبسیاری از واژهای فارسی در زبان پهاری دیده می شود. همان وقت محققان به ردیابی آن واژها  پرداخنتد که چگونه این واژها در زبان پهاری وارد شده اند. بعد ازمطالعات نتیجه چنین معلوم شد که اول همین گروه که در عصر قدیم در خراسان زندگی کرده بود،ودیگر بعضی ازمردم در قرن پنجم هجری از خراسان و فارس )افغانستان و ایران کنونی( به هند خصوًصا در لاهور،چهجهزارا،گجراوالا و و کشمیر هجرت کردند.

با گذشت زمان توسط آ نها واژهای فارسی در زبان پهاری وارد شد ودلیل هم این بود که مردم تازه وارد به زبان فارسی تکلّم می کردند، ولی در آن هنگام درلاهورLahore))، چهج هزارا(Chag-Hazara) ،آزاد کشمیر(Azad Kashmir)،و ایالت جامو وکشمیر،خصوصًا در منطقهای پونچ (Poonch) و راجوری(Rajouri) زبان پهاری راّیج بوده و تا امروز هست. زبان مردمی که از خراسان و فارس آمده بودند تاّثیر خود بر زبان مردم این کشور گذاشت، و مردم این مناطق واژهاه فارسی را استفاده می کردند، با این علّت می توان گفت  که واژهای فارسی در زبان پهاری به یک معنی مُتداوّل شده بودند، و یک کمی مشابهت در تلفظ هم دارند. به گفته دکتر سید مخدوم رهین در کتاب پیوندهای تاریخی افغانستان و هند، مردمی که در قرن پنجم هجری از خراسان برای تبلیغ اسلام به  هند آمده بودند نقش بارزی را در مروج کردن زبان فارسی در شبه قاره داشتند ،از آنها  خواجه علی بن عثمان هجویری، صاحب کتاب کشف المجوب، معین الدین چشتی ،خواجه مجدّد الدین الف ثانی و سید علی همدانی وغیره بودند که با  آمدن آنها  لغات فارسی به زبان پهاری نفوذ کرد.

 در داستان بلند هزارویک شب که یکی از معروفترین کتابهای ادبی به عربی است سیف الملوک در مثنوی سفرالعشق یا قصّه بدیع الجمال نیز نامیده میشود. این داستان از عربی به فارسی و از فارسی به انِگلیسی و سپس  در زبان هندی ترجمه شد.مولوی لطف علی پهاولیوری، همین داستان بلند را  بنام " سیفل نامه " در سال ۱۷۸۰ میلادی در زبان پنجابی ترجمه نمود، بلاخره در سال ۱۸۹۸ میلادی حضرت میان محمد بخش همینداستان را از زبان پنجابی به زبان پهاری به شکلمثنوی سرود.این داستان بلند در زمان محمود غزنوی به هند آمده بود. آزاد کشمیر، لاهور،چهج هزاره در پاکستان کنونی و ایالت جاموو کشمیر امروزی هند تعداد پهاری زبان  بسیار است. از سی سال پیش تا به امروز در جامو و کشمیر مرکز تحقیقی هنر و فرهنگ و زبانها (Academy of Art , Culture and Languages)  کار تحقیقی  بر زبان پهاریجاری است[4].

وقتی محمود غزنوی به هند گام نهاد دیری نگذاشت که لاهور غزنه کوچک نامیده میشد در آن هنگام در دربارسلطان محمود غزنوی بیش از چهار صد شاعر و نویسنده  بود که بیشتر از آنها از خراسان و فارس به همراه وی آمده بودند، اّما در این دیار فارسی اینقدر رشُد کرد که بسیاری از شعرا و نویسندگان نسل بعدی به زبان فارسی شعر می سرودند ومی نوشتند، از این رو می توان گفت نفوذ زبان فارسی در زبان پهاری زیاد است ،بلکه همه زبانهای این کشور متاّثر از زبان فارسی اند. عبدالله روزبه که در لاهور چشم به جهان گشود اوّلین کسی بود که به فارسی شعر می گفت ،ابوالفرج بیرونی، مسعود سعد سلمان که در سال ۶۶۰ هجری در لاهور به دنیا آمده بود نیز از آن جمله اند[5].

 غنی کشمیری، محُسن فانی کشمیری در سر زمین کشمیر در منطقه پهار به دنیا آمده بودند وبه زبان فارسی می سرودند این ابیات از غنی کشمیری است:

در نمازم نیست مقصد جز جست وجوی او

می  روم  اُفتان  و خیزان  تا  ببینم  روی او

همین طوراین هم علّت تاّثیر فارسی در زبان پهاری می باشد، امروزه واژهای فارسی زیادی در زبان پهاری به کار می رود، آنان که از لحاظ معنی یکسان هستند و در تلفظ هم مشابهت دارند، تعدادی از این واژها را برای نمونه می آورم.

 

واژهای پهاری تلفظ و معنی آن                                واژهای فارسی مفهوم و مشابهت آن در زبان پهاری

 

 

پهاری

 

اوی

غلاف

وصیت

شاره

وجا

تاپ

فات، آفت

گشت

نکاح

پاآر

نوبت

تقدیر

بار

فارغ

بُخل،بخیل

وحیشی

جور جبر

نفع

احساس

باغی

نقاب

اتفاق

تلفظ

 

 

A~WI

 

GHILAF

 

WASIYAT

 

SHARAH

 

WAJA

 

TAAP

 

FAAT/AAFAT

 

GHASHAT

 

NIKAH

PAAR

NOBAT

 

TAQDEER

 

BAAR

 

FARIG

BUKHUL/BAKHEEL

 

VEHSHI

JORJABAR

 

NAFAH

EHSAAS

BAAGHI

NAQAAB

ITEFAAQ

معنی

 

HE/SHE/IT

COVER

TESTAMENT

GESTURE

 

RESON

FEVER

CALAMITY

ROAM

MARRIAGE

 

LOAD

TURN

FATE

TURN

 

FREE

MISER

WILD

 

COMPULSION

PROFIT

FEELINGS

REBELLION

MASK

UNITY

 

فارسی

 

 

او

 

غلاف

وصیت

اشاره

وجه

تب

آفت

گشت

نکاح

بار

نوبت

تقدیر

بار

فارغ

بُخل،بخیل

وحشی

جور جبر

نفع

احساس

باغی

نقاب

اتفاق

تلفظ

 

 

AO

 

GHILAF

 

WASIYAT

 

ISHARAH

 

WAJAH

 

TAB

 

AAFAT

 

GHASHAT

 

NIKAH

BAR

NOBAT

 

TAQDEER

 

BAR

FARIG

 

BUKHUL/BAKHEEL

 

VEHSHI

JORJABAR

NAFAH

 

EHSAAS

BAAGHI

NAQAAB

ITEFAAQ

معنی

 

HE/SHE/IT

COVER

TESTAMENT

GESTURE

 

RESON

FEVER

CALAMITY

ROAM

MARRIAGE

 

LOAD

TURN

FATE

TURN

 

FREE

MISER

WILD

 

COMPULSION

PROFIT

FEELINGS

REBELLION

MASK

UNITY

 

 

همچنین بعضی دیگر واژه ها هستند که همنیطور مُشابهت در تلفظ و معنی دارند، زبان پهاری محدود به داستان نیست بلکه در این زبان شعر و نمایش نامه نیز نوشته می شوند. اینجا چند بیت بطور نمونه از یکی غزلهای محمد رفیق سوز که در شیرازه پهاری سروده است می آوریم:

 

 

   غزل (۱)

اج کل بری اعتبار نا موسم

رلی میلیِ سرکار  نا  موسم

ساری  موسم اِس  نی  بولن

چپ کدی  روزگار نا موسم

قوم کی بیجی ملک کی  لتی

چمکی کوتهی کار نا موسم

چوری  چغلی   چوقیری

گیا  مِت  پیار  نا  موسم

فصل و فانی نها سی کتی

هی قسمت نی هار نا موسم

 

در این اشعار چند واژه فارسی بکار رفته است مثلًا اعتبار، روزگار، قوم، فصل و فانی و قسمت. مفهوم این واژها در زبان فارسی و پهاری یکی است جز واژه فصل که اینجا به معنی دیگر یعنی خرمن ا ستفاده شده است. امّا تلفظ این واژه هم یکی است از این رو تصور میشود که چقدر نفوذ زبان فارسی در زبان پهاری زیاد است.

 

 

پایان

.................................

 

کتابشناسی:

محی الدین قادری،دکترسیدزور ''لسنیاتهندوستانینسیمبُکدیپو

جارجابراهمگریرسنپیماشزبانهندجلد  ۹ص۳۷۴

 نذیراحمدمسعودی "وادیکیپهاریبستیان" مضمونمشمولهشمسبریخصوصیشماره(۲) ازسرینگردرسال۲۰۰۰چاپشدهاست. ص۱۰.

   محمدرفیق.کتابشیرازهپهاریچاپخانهمیکافدهلینو جلد۲۸  ص۱۳

  سیدمخدومرهین. پیوندهایتاریخیافغانستانوهند.سفارت افغانستان. دهلی نو

 

 

 

 


[1]  الدین،قادری، دکتر سید زور ''لسنیات هندوستانی نسیم بُک دیپو (۲)جارج ابراهم گریرسن، زبان شناس بزرگ هند در کتاب پیماش زبان هند جلد(۹) (ص) ۳۷۴۹۶۰ م ۶۹

[2] )جارج ابراهم گریرسن، زبان شناس بزرگ هند در کتاب پیماش زبان هند جلد(۹) (ص) ۳۷۴(۲)جارج ابراهم گریرسن، زبان شناس بزرگ هند در کتاب پیماش زبان هند جلد(۹) ص۳۷۴

[3]نذیر احمد مسعودی "وادی کی پهاری بستیان" مضمون مشموله شمس بری خصوصی شماره(۲) از سرینگر در سال ۲۰۰۰ چاپ شده است، (ص) ۱۰.

  [4]کتاب شیرازه پهاری نقل از پروفسور محمد رفیق جلد ۲۸ (ص) ۱۳ چاپ خانه میکاف دهلی نو.

 [5]  پیوندهایتاریخی افغانستان و هند  نویسنده  دکتر سید مخدوم رهین.

 

/ 1 نظر / 56 بازدید
حمیدی

خیلی قشنگه ممنون از دوستان